سفارش تبلیغ
صبا ویژن






















پرنیان

همه رفتند

 


یاد دارم  که افق خونین بود


چهره ی زرد زمین پر چین بود

 
فتنه ی سامریان برپا شد
نمک کفر به زخم دین بود
 
یاد دارم که عدو نعره کشید
تیغ کین زهره ی تان را بدرید

یاد دارین  زخوف مردن

مرگتان زودتر از مرگ رسید

چه کسی داد  ز  آزادی زد


ذبح در سینه تان شد فریاد

ما به میدان و شما  در بستر


قلب در سینه تان باز افتاد

عطش  تیغ  به خون بنشاندیم

 ما به حریتمان جان دادید
قصه ی ما و شما جز این نیست

غیرت آزاد از آن غربت شد


گرگ دون خوار از این ضربت شد

خونمان در عطش خاک چکید

خاک آغشته به خون تربت شد

فصل جنگاوری و جنگ گذشت

بار از آن گردنه ی تنگ گذشت

شیشه ی جان و درم های شما

بیمه شد از بغل سنگ گذشت

لیک ما در یم خون  در  گشتیم

سر ما کعبه ی شمشیر عدوست

رخ ما بوسه گه تیر خدوست

دشمن و دوست ملامت کردید

 

تقدیم به همه ی شهدا

بر گرفته ازکتاب
یادم تو را فراموش


به کجایید دمی برگردید

به صفای همه یاران شهید

بی تعارف !همگی برگردید


دوستی های عمیقی دارد

زخم  ما  با نمک دشمن و دوست


دیده از خون  جگر پر گشتیم

و عجیب است که در این وادی


ما سزاوار تمسخر گشتیم

 
همه رفتند فقط ما ماندیم


نوشته شده در سه شنبه 89/3/25ساعت 12:44 عصر توسط گلبانگ نیازی نظرات ( ) |


Design By : Pichak